تقويم مديريت باغ پسته:

قابل توجه پسته کاران سیریزی

برای مشاهد بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


برچسب‌ها: تقويم مديريت باغ پسته
ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 |

خصوصيات درخت:

اين رقم داراي قدرت رشد كم و عادت رشد نيمه عمودي مي باشد. ارتفاع درخت 280 سانتيمتر (كوتاه) و عرض تاج درخت 280 سانتيمتر (عرض متوسط) است.

 گلدهي:

شروع گلدهي در اين رقم20 فروردين ماه (ديرگل ترين رقم) و مرحله تمام گل 23 فروردين بوده وداراي طول دوره گلدهي 7 روز است.  اين رقم داراي كوتاهترين طول دوره گلدهي است.

 خصوصيات برگ:

درصد برگهاي سه برگچه اي 80% (زياد) و درصد برگهاي پنج برگچه اي 8/8% (كم)، طول برگ 6/157ميلي متر (متوسط) عرض برگ 9/160 ميليمتر (متوسط)، طول برگچه انتهايي 6/96 ميليمتر (زياد)، عرض برگچه انتهايي 5/61 ميليمتر (متوسط)است. شكل برگچه انتهايي نيزه اي پهن بوده و داراي طول دمبرگ 2/40 ميليمتر (متوسط) است.

  

جوانه گل:

شكل جوانه گل بيضي است.

 

 

 خوشه ميوه:

طول خوشه ميوه 8/12 سانتيمتر (متوسط) و عرض خوشه ميوه 4/9 سانتيمتر (كم)، قطر دم خوشه 5/7 ميليمتر (كم)، تعداد انشعابات اوليه بطور متوسط 2/10 عدد (كم)، تعداد انشعابات ثانويه روي اولين انشعاب اوليه 7/1 عدد (كم)، خوشه تنك، وزن خوشه  ميوه تر 3/46 گرم (كم)، تعداد پسته هاي خوشه 7/20 (كم)، وزن پسته خشك هر خوشه 41/19 گرم (كم)، درصد پسته هاي خندان 1/12% (كمترين درصد خنداني در بين ارقام بعد از پوست پيازي)، درصد پسته هاي دهن بسته با مغز كامل 6/10%، درصد پسته هاي پوك با پوست 4/74% (بيشترين درصد پوك در بين ارقام بعد از پوست پيازي) است. داراي انس خندان 43/23 (متوسط) و انس مخلوط 49/29 (متوسط تا زياد) است.

 ميوه دهي:

تاريخ شروع رشد سريع جنين در اين رقم 5 خرداد و زمان رسيدن ميوه هاي آن 25 شهريور مي باشد (ديررس ترين رقم).

ميوه:

نوك ميوه با پوست خيلي كوتاه، رنگ پوست سبز در هنگام رسيدن ميوه صورتي و قرمز تيره، شكاف خوردگي پوست سبز ديده نمي شود. وزن تر ميوه با پوست سبز 24/2 گرم (كم تا متوسط)، وزن خشك پسته 96/0 گرم (كم)، طول پسته خشك 18 ميليمتر (كم)، عرض پسته خشك 65/11 ميليمتر (متوسط)، شكل پسته خشك كروي است. موقعيت شكاف خوردن پوست استخواني بيشتر در طرف پشتي و شكمي يك اندازه است و وزن خشك مغز 493/0 گرم (كم) بافت پوست سبز متوسط و نيروي لازم جهت جدا كردن ميوه از دم ميوه متوسط مي باشد. درصد وزني پسته خشك به پسته تر با پوست 7/42% است. رنگ رويي مغز قرمز خاكستري و رنگ پوست استخواني سفيد كرم با تيره گي متوسط مي باشد.

منبع موسسه تحقیقات پسته

نوشته شده توسط سجاد جعفری سیریزی


برچسب‌ها: پسته سيريزي Sirizi
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 |
رودخانه شور سیریز: از ماهان کرمان به طرف سیریز زرند، یعنی از رودخانه ماهانی سرچشمه می گیرد و شعبه های دیگری به ان می پیوندند. از طرف کوه های کوهبنان، از ارتفاعات فتح آباد ده علی، از کوه های طغرالجرد و دشتخاک، از کوهستان های شرقی و غربی زرند سرچشمه می گیرد و نهایتاً در سیریز به هم می پیوندند و رودخانه شور سیریز را تغذیه می کنند. دبی آن در فصل پر آب تقریباً 30 متر مکعب است و آب آن پس از سرازیری در سیریز شور خواهد شد و گیاهان شور پسند آن منطقه را تغذیه می کند. بر روی شعبات این رودخانه فصلی 300 مورد بند خاکی از محل اعتبارات دولتی و 250 مورد بند خاکی با مشارکت مردم احداث شده است. این رود نهایتاً به باتلاق یزد می ریزد.
برچسب‌ها: رودخانه شور سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 |
هر گاه خداوند به خانواده‌اي فرزندي عطا مي‌فرمود در شب شيشه نوزاد در سیریز مراسم برپا مي‌شد تا نوزاد از خطر و آسيب موجود خيالي و افسانه‌اي به نام شيشه درامان باشد و براي اين كار در ابتداي شب تكه‌اي نان را به روغن آغشته مي‌كردند و به همراه شيشه‌اي آب به پشت بام مي‌انداختند و اطراف اتاق زير فرش ها را ارزن مي‌پاشيدندو نوزاد را روي كمو (‌غربال)‌مي‌خوباندند و معتقدبودند بدينوسيله نوزاد از آسيب احتمالي و خيالي در امان مي‌ماند و در آن شب تمامي اقوام دور هم جمع مي‌شدند و با نقل داستانها و دو بيتي هاي محلي و پذيرايي شب را به صبح مي‌رساندند.
نقل از بزرگان سیریز این است که در این شب سعی میشد بهترین غذاها خورده شود.

هم اکنون این رسم کم و بیش و با کم و کاستی هایش پا برجاست و از تمامی رسوم قدیمیش شب نشینی و خوردن غذاهای خوب تنها به جا مانده است.

نوشته شده توسط: سجاد جعفری سیریزی


برچسب‌ها: شب شیشه, سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |
چاووشی یا چوشین(chewshin)

موقعي كه فرد يا افرادي عازم سفر كربلا يامشهد يا ديگرمكانهاي مذهبي بوده‌اند افرادي آنها را بدرقه مي‌كردند و در رأس آنها مردي بود كه اشعاري را مي‌خواند به آن چاووش مي‌گفتند

این اشعار هم چنین در روز سوم مرگ هر فرد نیز خوانده میشد. و هم اکنون نیز این رسم پا برجاست.

از چاووشی خانان مشهور سیریز میتوان به مرحوم سید باقرجعفری،حاج غلامحسین جعفری(معروف به استاد غلامحسین)،ملا عباس حسن زاده(معروف به ملاعباس)، حاج علی عباس زاده(معروف به علی درویش)، کاظم جعفری اشاره کرد

در مطالب بعدی به متن اشعار خوانده شده در چاووشی اشاره خواهد شد

نوشته شده توسط سجاد جعفری سیریزی


برچسب‌ها: چاووشی یا چوشین, chewshin, سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |
من در این مطلب قصد دارم سوغات سیریز را تا آنجا که میتوانم معرفی کنم

سوغاتی های سیریز

اگر بخواهیم سوغاتی های سیریز را از لحاظ زمانبندی تقسیم کنیم باید به دوران قدیم و دوران حال آن اشاره کنیم.

سوغات های دوران قدیم: در قدیم الایام به علت تنوع و گوناگونی در محصولات کشاورزی(محصولات کشاورزی هر منطقه سهم عمده ای در تعیین صنایع ئستی و سوغات آن منطقه دارد) سوغاتی های سیریز تنوع بیشتری داشتند از جمله آنها: گلیم سیریزی، دستمال سیریزی، چاد شب های سیریزی(جاوند: در گویش محلی سیریزی ها به چادر شب جاوند میگویند)،قالی و قالیچه های سیریزی، پنبه سیریزی(در زبان محلی کولک گفته می شود)، و محصولات کشاورزی چون خیار (همان خربزه) ، هندوانه، گندم، جو، زیره سبز، چغندر، شلغم، پسته و...

سوغات های دوران جدید: بعد از پیروزی انقلاب و گرایش بیشتر مردم به محصول پسته کم کم مردم و کشاورزان به سمت این محصول کشاورزی سوق پیدا کردند و به تدریج پسته جای تمامی محصولات کشاورزی پیشین را گرفت. پس در حال پسته مهمترین سوغاتی سیریز می باشد.بعد از پسته میتوان به سوغاتی مهم دیگر سیریز یعنی زیره سیاه اشاره کرد که خود شهرت زادی در استان کرمان دارد و بدون شک بهتریت نوع زیره در استان کرمان زیره سیریز می باشد. از شیرینیجات و صنایع دستی نیز میتوان به انواع کماچ ها و  چنگمال و قاووت و پته و گلیم اشاره کرد.

توجه: این مطلب بدون شک دارای نواقص و اشکالاتی می باشد با نظرات خود ما را در شناساندن سیریز به عامه کمک کنید

باتشکر:سجاد جعفری سیریزی


برچسب‌ها: سوغات سیریز, پسته, زیره
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |

سایت هواشناسی سیریز


برچسب‌ها: سایت هواشناسی سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |

نام انگلیسی:  Nodarhang Kouh hunting prohibited region    

نام فارسی :  منطقه شکار ممنوع کوه نودرهنگ

 

 

موقعیت جغرافیایی

موقعیت منطقه

منطقه شکار ممنوع کوه نودرهنگ در موقعیت جغرافیایی N3057 E5550 در استان کرمان واقع است. این منطقه در سال ۱۳۶۶ به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام گردیده ، این منطقه حدود ۴۲ کیلومتری شمال غربی زرند و در حاشیه شمالی نوق رفسنجان و فاصله ۴۵ کیلومتری شهر رفسنجان قرار گرفته است . وسعت منطقه معادل ۲۵۰۰۰۰ هکتار و بلندترین منطقه کوه نو ۲۹۵۸ متر از سطح دریا ارتفاع دارد . ارتفاع دامنه های اطراف منطقه تا ۲۰۰۰ متر ارتفاع دارد.

 

پوشش گیاهی

این منطقه بینابین کویر نوقو سرزمین کویری سنگ و سیریز و بافق یزد قرار گرفته و دارای کوهستانهای پیوسته با اقلیمنیمه خشک درختچه ای و درختی کسور بنه ، انجیر ، بادام وحشی است و در حاشیه دارای تاق اسکمبیل و شور می باشد .

 

حیات وحش

حیوانات منطقه گونه های کل و بز ، قوچ ، میش ، آهون جبیر ، پلنگ ، گرگ ، روباه کفتار ، تشی و خرگوش را شامل می شود و پرندگان آن کبک ، تیهو ، عقاب ، انواع کبوتر باققره و هوبره می باشد .

نوشته شده توسط:سجاد جعفری سیریزی


برچسب‌ها: منطقه شکار ممنوع کوه نودرهنگ, سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |
 

مسیر جاده‌ای که به سنگ سیریز ختم می شود راهی آن سرزمین می شویم و به سیریز می رسیم سیریز مرکز قنات ها است در هیچ جای شهرستان زرند به اندازه این منطقه قنات وجود ندارد بسیاری از این قنات ها قدمت 500 ساله دارند قنات اسلام آباد، هنومند، دهنو، ده خواجه، سیریز و ده بالا هنوز نفس می‌کشند و قنات های موروییه، فتح آباد و رحمت آباد خشک شده‌اند و موتور پمپ ها علت اصلی خشک شدن آنها است.

ملاعباس حسن‌زاده متولد 1300 است که برای ما از قدمت منطقه می گوید او سینه‌اش را صاف می کند و می گوید مدار گردش آب در این منطقه 14 روز و 7 دانگ است یعنی هر دانگ 2 روز آب دارد نظام آبیاری اکنون براساس ساعت و قدیم بر اساس روز بوده هر وقت طلیعه نور خورشید بر قلعه کوه قلعه دختر می تابید روز حساب می اید و چون آخرین تلالو نور خورشید هم از قله این کوه پایین می رفت شب شروع می شد این رسم آبا و اجدادی ما بوده است من یادم هست که قنات های این سامان پایاب داشته اند اکنون قنات مرکزی سیریز دو تا پایاب دارد که آن هم از قدیم باقی مانده است در بعضی از مناطق که از کوه قلعه دختر فاصله داشتند از چوب شاخص برای آبیاری استفاده می کردند و بعضی جاها تشته داشتند که هر تشته نیم ساعت بود.

آب آشامیدنی ما از چشمه همکار تأمین می شود که کفاف نمی دهد از منطقه جور کوهبنان آب لوله کشی شده و می‌آید توی منبع ما ولی شور است مردم هر کدام یک تصفیه خانه کوچک خانگی خریده‌اند و با آن آب را تصفیه می کنند.

پیرمرد می گوید وجه تسمیه سیریز برمی گردد به سی آغل که ابتدا برای گوسفندان در اینجا در دست کرده‌اند ریز یعنی آغل گوسفند و به همین خاطر به سیریز مشهور شده است من که بچه بودم در آب رودخانه‌های گنج گرو و دهنه درآشو آب تنی می‌کردم و گوسفندانمان را می شستم بچه‌ها جرأت نمی‌کردند به این رودخانه‌ها نزدیک شوند.

سال های خشکسالی زیادی را من به خاطر دارم سال 1330 خشکسالی شد که مردم علف صحرایی می خوردند و ارباب و رعیتی از معنی افتاد چون محصولی نبود که برزگری باشد و اربابی نماند که اربابی کند اکنون هم خشک سالی است هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ما دل هایمان را از هم دور شده و خشک سالی هم از بلاهای خداوندی است که بر سر ما نازل شده است .......


برچسب‌ها: سیریز, ملا عباس حسن زاده, قنات
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |
این مطلب برگرفته از کتاب سفرنامه آبها استان کرمان می باشد:

 

در گستره جغرافیایی استان پهناور کرمان مکان های مختلف با نام‌های گوناگون وجود دارد که هریک از این نام‌ها خود حکایتی دارد حکایتی که سر در عقیده، اسطوره، تاریخ و آرزوهای مردم این سرزمین دارد و این بار مقصد ما روستای سنگ است روستایی در چهارراه گذر از زرند به رفسنجان و کوهبنان. وارد روستا که می‌شویم بوی کویر را با تمام وجود حس می‌کنیم کویر، شوره زار، شن‌های روان ، بی آبی و... رد پای تاریخ با همه فراز و نشیب هایش.

از اولین نفر می پرسیم از کجا می توانیم به سر قنات برویم او می گوید به اولین تنبل خانه که رسیدید بپرسید نشان می‌دهند اگر کسی نبود در تنبل خانه دوم جوانان را می‌بینید، از حرف او تعجب می‌کنم، فکر کردم قصد مزاح دارد با لبخندی تلخ پرسیدم راستی تنبل خانه کجاست؟ او بدون هیچ عکس‌العملی جواب می‌دهد همانجایی که خیل بیکاران از صبح تا شب می‌ایستند و صحبت می‌کنند و می‌روند، بله تنبل خانه یک واقعیت عینی در این روستاست چرا که غیر از پسته هیچ محصولی ندارد. و ما به سوی تنبل خانه می‌رویم راست است این واقعیت تلخ ! چندین نفری صبح اول وقت آنجا ایستاده بودند و آنان هر کدام برای جواب دادن به ما شتاب می‌کنند و همه متفق القول می‌شوند که حاج علی اصغر سلطانی راهنمای اصلی ماست.

به خانه آقای سلطانی می رویم با رویی گشاده و کلامی مهرآمیز خودش و همسرش به ما خوش آمد می‌گویند و خانه‌اش حیاط بزرگی دارد که پسته‌های چند ساله در آن جا خوش کرده‌اند. حاج‌اصغر سلطانی سینه صاف می‌کند و می‌گوید من در سال 1315 در همین روستا متولد شدم پدر و مادرم هم اهل همین آبادی بوده‌اند و آبادی سنگ و دهنو خاطرات 73 ساله زندگی من است در مورد وجه تسمیه سنگ نظریات مختلفی وجود دارد.

در زمان‌های گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط راه سنگ به سیریز قرار می‌دهد و برای اینکه عکس‌العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی می‌کند بعضی از ندیمان، اربابان، بازرگانان، بزرگان و افراد مختلف بی‌تفاوت از کنار سنگ می گذرند، بسیاری هم غرولند می‌کنند که این چه جاده‌ای است که نظم ندارد و ... با وجود این هیچ کس سنگ را از وسط راه برنمی دارد، نزدیک غروب یکی از اهالی این آبادی که کوله‌باری داشته نزدیک سنگ می‌شود و بارش را بر زمین می‌گذارد و با زحمت زیاد تخته سنگ را از وسط راه برمیدارد و آن را کناری قرار می دهد ناگهان کیسه‌ای را دید که زیر سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد پادشاه در آن یادداشت نوشته بود هر سد و مانعی می‌تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد حتی یک سنگ، و از آن زمان این روستا به سنگ نامیده می‌شود.

کاروانیانی از نوق به طرف مشهد می‌رفتند از مسیر سنگ به کوهبنان و از آنجا به راور و مشهد سفر می‌نمودند روزگاری قافله‌ای به امید آب به اینجا می‌آید وقتی رسیدند خبری از آب نبود آنها سنگی را در بارگاه امام رضا(ع) تبرک کرده بودند تا در بنای زیارت سیدجلال الدین شمس آباد نوق نصب نمایند سنگ را روی یکی از شترها بسته بودند کاروانیان به جستجوی آب به هر طرف روان شدند و شتر حامل سنگ نیز برای یافتن آب حرکت کرد و در همین محل ناگهان سنگ از روی شتر به رمین می افتد و از همان نقطه آب جاری می شود کاروانیان سیراب می شوند و آن سنگ را هم برای بنای امام زاده می برند که تا همین چند سال پیش در آن محل بوده و به سرقت رفت و از آن تاریخ این مکان به سنگ مشهور شد.

در روزگاران پیشین سنگ تراشان و حکاکان ماهری در این دیار می زیسته‌اند و سنگ قبرهای تزیین شده‌ای برای مردگان می‌تراشیده‌اند و به علت این هنر نام سنگ را انتخاب نموده‌اند.

نمی‌شود گفت که آقای سلطانی کدام نظریه را قبول دارد ولی به هر حال سنگ، سنگ است و این آبادی سنگ نام دارد آب سنگ از قنات های متاباد، ریگ فهر آباد، آسیاب برج و دهنو تامین شده است قنات متاباد نزدیکی قبرستان قرار داشته و میت آباد نام داشت که بر اثر کثرت استعمال به متاباد شهرت یافته است و سال هاست که خشک شده است قنات ریگ تماماً در محل شن قرار داشته و کار سنگ چینی و طوقه چینی آن بسیار مشکل بوده پیرمرد می‌گوید هر وقت نام قنات ریگ را می شنوم یاد مرحوم محمدحسن سلطانی می‌افتم که بر اثر ریزش شنهای داخل چاه جان داد . قنات ریگ هم چند سال پیش خشک شد و الان تنها قنات آسیاب برج یا همان قنات اصلی سنگ دایر است و آب آن کم شده است روزی روزگاری آسیابی در جلوی قنات وجود داشت که برجی هم در کنار آن ساخته بودند این برج را به دو منظور ساختند یکی برای حفاظت از آسیاب و مقابله با راهزنان که به قصد غارت می آمدند و دیگری برای اینکه سیل از طرف سیریز نیاید و مردم با خبر شوند و به بالای بلندی بروند، آقای سلطانی می‌گوید در آن سالها بدلیل فراوانی نزولات آسمانی این منطقه دارای سیلابهای زیادی بوده وبه همین دلیل به منطقه سیل ریز معروف شده که بعد از گذشت سالیان به سیریز تغییر نام داده است و قنات دهنو نیز به تاریخ پیوست، مدار گردش آب در منطقه سنگ هر 28 روز یکبار و نظام آبیاری براساس تاق می باشد هر تاق 12 ساعت آب دارد که محصولات عمده منطقه شامل گندم و جو و پنبه را آبیاری می کرده است.

حاج اصغر از آب باد می گوید از خاطراتش که در جلو قنات سنگ حمام خزینه‌ای بوده و از زمانی که خودش روی قنات دهنو و سنگ گل کشی می‌کرده است او میگوید آب باد آبی شفاف دارد که از درون سنگ بیرون می‌آید و در هیچ زمانی کم و زیاد نمی شود.

باتفاق ایشان به آب باد می‌رویم جاده‌ای خاکی و بیش از نیمی از آن رودخانه‌ای با فاصله سه کیلومتر از جاده اصلی ما را به آب باد می‌رساند ساختمان های قدیمی و مسجدی در اینجا با درختان پتک کهن حکایت از فراز و نشیب روزگار دارد. از میان دره‌ای تماماً سنگی آب از دل سنگ بیرون می‌آید حدود 10 لیتر در ثانیه بسیارشفاف و زلال و... در امتداد دره بالا می‌رویم سنگ بزرگی که فرو رفتگی بسیار شبیه به رد پای انسان در بالای آن قرار دارد و معتقدند این رد پای امام علی(ع) است و بسیاری از آبی که در این رد پا جمع می‌شود شفا گرفته‌اند، در مسیر دره چندین درخت بادام کوهی قرار دارد که انبوه پارچه‌های بسته شده به دور شاخه‌های این درختان مراد و آرزوی انسان ها به نمایش گذاشته شده است، جالب است که اطراف این سنگ از هجوم غارتگران که به طمع یافتن اشیای زیر خاکی می‌آیند مصون نمانده است.

حاج اصغر می‌گوید من یادم هست که خانواده‌های زیادی می‌آمدند و شب‌ها را دراینجا می خوابیدند ولی اکنون روزهای پنج شنبه و جمعه شلوغ می‌شود او می گوید که خودم زحمت زیادی برای اینجا کشیده‌ام، او می‌گوید که سقاخانه را ساخته‌ام و سالها آب را با حلب می‌آوردم و در منبع آن خالی می‌کردم ولی پس از 20 سال اوقاف متولی آن شده است، او می‌گوید چند بار طغیان رودخانه شور هست و نیست مردم را بر باد داد و بسیاری به همان برج آسیاب پناه بردند او می گوید بعد از انقلاب پسته کاری رواج پیدا کرد که خانواده‌های مهدی خان سیف‌الدینی و حسن آقا بحرینی از زمینداران بوده‌اند و انواع پسته فندقی، احمد آقایی، کله قوچی، بادامی و خانم پسند در اینجا کاشت و برداشت می‌شود.

باتفاق آقای سلطانی از قلعه سنگ هم دیدن می‌کنیم که یک برج دیده بانی دارد و او می گوید یادم هست پدرم یکی از خانه‌های داخل قلعه را خرید و چه زندگی شیرینی داشتیم شب‌ها درب قلعه بسته می‌شد و اگر کسی پشت در قلعه می‌ماند حتماً می‌بایستی آشنایی در داخل قلعه داشته باشد تا با ضمانت او وارد شود، آقای سلطانی سنگ قبرهایی با نوشته‌های زیبا مربوط به 200 سال پیش را نشان می‌دهد او می‌گوید چه گم نام است این روستای ما این سنگ ....

و بدین سان یکی دیگر از آبادی‌های این سامان را با مردمانی خوب و مهربان و با محلی به نام تنبل خانه ترک می‌کنیم و نداند به جز ذات پروردگار/ که فردا چه بازی کند روزگار.

نوشته شده توسط: سجاد جعفری سیریزی


برچسب‌ها: سنگ سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |
این مطلب درباره رویا و تمنای آب برگرفته از کتاب سفر نامه آب ها استان کرمان می باشد(این در ایام قدیم یک رسم بوده):

در انار، کوهبنان و سیریز هنگامی که آب قناتی خشک شود برایش زن می گیرند و زن بیوه یی را پیدا می‌کنند که حاضر گردد زن قنات شود و مانند سایر عروس‌ها جشن می گیرند. عروس را بر اسبی سوار می‌کنند و با ساز و دهل و پایکوبان و رقص کنان عروس را بر سر قنات می برند مقدمات عقد فراهم شده عروس خانم بله می گوید و پس از صرف شیرینی عروس به داخل آب قنات می رود .

نوشته شده توسط: سجاد جعفری سیریزی

 


برچسب‌ها: آداب و رسوم سیریز
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 |
لفظ سیریزی                                        لفظ عامیانه

لنگ پا
دولخ گردوخاک
سی سو اسکاج
هم عاروس جاری
کتمبه سر انسان
گک قورباغه
گشتینو جوجه گنجشک
جرجیسک جوجه تیغی
جکو جیرجیرک
سوزنو سنجاقک
پیچو قنداق
مغراض قیچی
وخی امر به بلند شدن
جل پارچه
بال آدم ساده
خلا دستشویی
سوزن کنایه به امپول زدن
کرچ چروک
کریچو غضروف
کاربافو عنکبوت
سفتو سبد کوچک
کاسیکو مرغ کوچک اهلی
کتینو لباس کوب
اغل طویله

خو خوابیدن
او آب
شو شب
اوخاری لیوان
اسکورو مداد تراش
نیم گسینو در نیمه باز
خزخزو سرسره
اوگرمو اشکنه
سی سه لالنگ دم جنبانک
اسپریچ پستو
راچینا پله
کفیل بیل
برق آب بند درمزرعه
ترق پلاستیک
چسینو نوعی سوسک
بالش مار نوعی سوسک
موریک مورچه
ناسار ناودان
گردنگ فضای میان دو سقف کاهگلی
کله پک مارمولک
تیفیک سایه بان
گروپ لامپ
لچک روسری
تمون پیش جامه
اشتو عجله
بارش باران
سنگ زرتو تگرگ
بالش متکا
کت سوراخ
دریچه پنجره
عاروس عروس
اوسق استخر
قوتو شنا
مود مو
کفت لپ
کلوچ فک
نان بازاری نان نانوایی
پرچرک کثیف
شوکور جغد
شوپر خفاش
طوره شغال
یه نرمو کم
کیسه جیب
اشکمی شکمو
گوش بل گوش پهن
چغوت گنجشک
آدوراشتری خارشتر
نازه گیر ناخن گیر

نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 |

برای دیدن عکس روی آن کلیک کنید

نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 |

نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 |
نوشته شده توسط سجاد جعفری سی ریزی در شنبه سی ام خرداد 1388 |